الفيض الكاشاني
132
ترجمة الحقائق ( فارسى )
مىشود ، پس سزاوار نيست طاعتِ كم را « 1 » سهل شمردن و معصيت را كم دانستن ؛ چراكه قدر بسيار از آنها اثر مىرساند و قدر بسيار از اجتماع هريك از افراد مىباشد ، پس كمى را نوع اثرى مىباشد . و بسيار مىباشد كه تحصيل خُلقهاى خوب به « 2 » مشاهدهء صاحبان افعال جميله و مصاحبت ايشان مىشود و آن جماعت همنشينان خوبند . و حصول خُلقهاى بد از مشاهدهء صاحبان اعمال بد و « 3 » مصاحبت ايشان مىباشد و آن جماعت همنشينان بدند ؛ زيرا كه طبع از طبعى ديگر خير و شرّ هر دو را مىربايد . و هركسى كه در حقّ او اين سه جهت جمع گردد و هريك معينِ ديگرى گردد تا آنكه به حسب طبع و عادت و فراگرفتن صاحب « 4 » فضيلت شود آن كس در نهايت فضل و كمال خواهد بود . و هركه طبع ناپاكى داشته باشد و همنشينان بد از براى او رو دهد و چيزهاى بد از ايشان فراگيرد و اسباب شرّ از براى او مهيّا شود تا آنكه به آنها عادت كند آن كس در نهايت دورى از خداى عزّ وجلّ خواهد بود . و در ميان اين دو مرتبه به اختلاف اين سه جهت مردم مختلفند و درجهء هركسى در قُرب و بُعد به حسب مقتضاى صفت و حالت اوست ، پس هركس « 5 » مثقال ذرّهاى از خير بكند جزاى آن را [ m . a 32 ] مىيابد و هركه مثقال ذرّهاى از شرّ بكند جزاى آن « 6 » را مىيابد « 7 » . و خداى عزّ وجلّ ستم به مردم نكرده بلكه مردم « 8 » به خود ستم مىكنند . فصل [ در عيبهاى نفس و بصيرت به آن ] بدان كه خداى عزّ وجلّ هرگاه ارادهء خير به بندهاى نمود « 9 » او را به عيبهاى نفس
--> ( 1 ) . a - را . ( 2 ) . a - به . ( 3 ) . a s + به . ( 4 ) . a + و ! ( 5 ) . كس / s a كسى . ( 6 ) . آن / a او . ( 7 ) . s - و هركه مثقال . . . مىيابد . ( 8 ) . مردم / a s مردمان . ( 9 ) . نمود / a نموده .